تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی - پارازیت...

زمزمه های دلتنگی

بیا زندگی را بهاری کنیم.....نگاهی به حس قناری کنیم

پارازیت...


۱-خواست کمکش کند دستش به دهانش برسد, فکش را پایین آورد.

۲-وکیل برای اثبات قدرت سخنوری خود وکیل گرفت

۳-هفت تیر کشیدسه سیما و دو وینستون

۴-حالش بهم خورد, بنا آورد.

۵-در مزرعه اش روی کشف شد همه گفتند چقدر پررویی

۶-به بقیه خط میداد,استاد خوشنویسی شد

۷-حواسش را جمع کردحاصلجمع آن صفر شد

۸-خواس شنای قورباغه یاد بگیرد, با زبانش حشره می گرفت

۹-نتوانست پروانه را بگیرد, با کس دیگری ازدواج نکرد

۱۰-رکورد را شکست خورده شیشه هایش به چشم رقبایش رفت.

۱۱-از موش فراتر رفت فراموش  شد

۱۲-به این در و آن در زد ,صدای اهالی محل درآمد

۱۳-به قاتل گفتند :ضامن داری؟

گفت: خودم نه,  ولی چاقوم داره


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 10:56  توسط پادشاه عشق  |