تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی - خندستان.000

زمزمه های دلتنگی

بیا زندگی را بهاری کنیم.....نگاهی به حس قناری کنیم

خندستان.000


يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

از يه بچه مشنگه ميپرسن پس جواب خون شهدا را کی بايد بده  ، ميگه خب معلومه آزمايشگاه

(آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پای مادران است

اول سرش را با تُف خيس ميکنيم .... بعد سيخش ميکنيم .... بعد ميکنيمش تو سوراخ ......... ما اينطوری سوزن را نخ ميکنيم شما چطوری ؟

يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسی تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقی ) برده بهشت


+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 11:3  توسط پادشاه عشق  |