الهي...
الهي
در خلوتگاه ذهنم از كوچه هاي نا اميدي مي گذرم ترس
شجاعانه عبور مي كنم ديوارهاي بلند غم بن بست ها مي سازند و من از شادي با تو بودن همه را
خراب
مي كنم.
الهی
گهی به خود نگرم , گویم:
از من زارتر کیست؟
گهی به تو نگرم,گویم:
از من بزرگوارتر کیست؟
الهی
همگان در فراق میسوزند,
و محب در دیدار!
چون دوست دیده ورگشت,
محب را با صبر و قرار چه کار است؟
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 10:38  توسط پادشاه عشق
|
